ديرينه جغرافياى ايران

اگرچه در حال حاضر پوسته ايرانزمين يک پارچه و به ظاهر همگن است ولى شواهد گوناگون زمينشناختى، به ويژه وجود مجموعههاى افيوليتى در امتداد گسلهاى عمده ايران که يادآور زميندرزهاى کهناند، بر شواهد جدايشهاى درون قارهاى ژرف گواهى ميدهند که تا گوشته ادامه داشتهاند.

درباره ماهيت، تعداد، جايگاه جغرافيايى و به ويژه اندازه گسترش اين جدايشها، اتفاق نظر وجود ندارد. در حاليگه اسميت، هاميلتون (1970) و تکين (1972) اين جدايشها را بسيار گسترده و به پهناى يک اقيانوس ميدانند، نبود حجم کافى پوسته اقيانوسى سبب شده تا نبوى (1355) اشتقاقهاى پوسته ايران را از نوع درياى سرخ بداند که در طول شکافهاى سراسرى پديد آمده و موجب پيدايش پوستههاى اقيانوسى شده است. جدا از پهنا و اندازه گسترش، براى جدايشهاى درونقارهاى پوسته ايران زمين، به ويژه واگرايى و همگرايى صفحهها، شواهد روشن وجود دارد که به استناد آنها و با تکيه بر نظر بربريان وکينگ (1981) ميتوان بر روند تکامل ژئوديناميک ايرانزمين مرورى خلاصه داشت

به باور بربريان و کينگ (1981) ، در زمان پرکامبرين (پيش از 650 ميليون سال قبل)، نواحى البرز، ايران مرکزى، سنندج سيرجان و زاگرس در حاشيه شمالى قاره گندوانا قرار داشتهاند و به وسيله  اقيانوس تتيس (اقيانوس پرکامبرين) از پهنه کپهداغ و به تبع آن از قاره اوراسيا جدا بودهاند.

آميزههاى کافتى با سرشت قليايى به همراه نهشتههاى تبخيرى نظير واحدهاى سنگچينهاى سرى ريزو ، سرى دسو و سرى راور در ايران مرکزى (کرمان) و يا مجموعه هرمز در جنوب خاورى زاگرس شواهدى هستند مبنى بر واگرايى دو قاره اوراسيا و گندوانا در زمان پرکامبرين پسين کامبرين پيشين( 650 تا 400 ميليون سال) که حاصل آن فروافتادگيهايى در ايران مرکزى، سنندج سيرجان و زاگرس مرتفع بوده است.

در چرخه رخداد هرسينين( 400 تا 270 ميليون سال)، حرکت دو قاره اوراسيا و گندوانا همگرا بوده و در نتيجه فرابومهايى در ايران مرکزى، سنندج سيرجان و زاگرس پديدار شده‎‎اند که يکى از پيامدهاى آن کاهش پهناى تتيس کهن (اقيانوس هرسينين) و آغازى بر بسته شدن اين محيط آبى بوده است.

از اوايل پرمين تا ميانه ترياس(  270 تا 220 ميليون سال) ضمن ادامه فرورانش و کاهش گستره تتيس کهن، در محل تقريبى راندگى اصلى زاگرس، اشتقاق ديگرى شکل گرفته که نام تتيس جوان دارد و بربريان براى آن نام اقيانوس آلپى زاگرس را برگزيده است. در نتيجه اين اشتقاق، صفحه ايران از صفحه زاگرسعربستان جدا شده و همزمان با گسترش بستر تتيس جوان، صفحه ايران به سمت شمال حرکت کرده است.

در ترياس پسين(210 ميليون سال)، در اثر به هم پيوستن دو صفحه ايران و توران، تتيس کهن به طور کامل بسته شده است و صفحه ايران که تا اين زمان ويژگيهاى گندوانايى داشته از اين زمان سرشت اوراسيايى پيدا کرده است.

از اوايل ژوراسيک تا آشکوب سنونين (195 تا 90 ميليون سال) تتيس جوان، در اثر عمل فرورانش در دو محل بسته شده ولى، بخش محورى آن گسترش يافته است. در ضمن، جدايشهاى نوع تتيس جوان در ايران مرکزى، خاور ايران، جنوب خاورى ايران (مکران) و به احتمال خزر جنوبى شکل گرفتهاند. گلنى (2...)، وستفال و همکاران (2003) به اشتقاقهاى هم خانواده تتيس جوان نام نئوتتيس (2) دادهاند

 در کرتاسه پسين تا ميانه پالئوسن (85 تا 60 ميليون سال)، بخشى از پوسته اقيانوسى بر روى صفحه زاگرس عربستان فرارانش کردهاند. ولى در ايران مرکزى با بسته شدن جدايشهاى نوع تتيس جوان (نوتتيس 2) آميزههاى رنگين دور کوچک قاره ايران مرکزى به وجود آمده است.

در زمان نئوژن( 55 تا 20 ميليون سال)، هم زمان با شکلگيرى درياى سرخ، اقيانوس تتيس جوان به سرانجام خود نزديک شده است.

از زمان آلپ پايانى ( 5 ميليون سال) تا به حال، در اثر گسترش درياى سرخ، با به هم رسيدن کامل بلنديهاى زاگرس به زون سنندج سيرجان اقيانوس آلپى زاگرس به طور کامل بسته شده است.اگرچه ديرينه جغرافياى گفته شده با بسيارى از حقايق زمينشناختى ايران هماهنگى دارد ولى بايد گفت که:

 

»  به باور افتخارنژاد (1991) مجموعه افيوليتى و رسوبهاى پلاژيک جنوب باخترى مشهد جداکننده دو قاره اوراسيا و گندوانا نيست بلکه رخنمون اين مجموعهها معرف نوعى زمين درز در سکوى اپيکاتانگايى ايران است. به گفتهاى ديگر، زمين درز حقيقى بين اوراسيا و گندوانا در شمال کوههاى کپهداغ در خارج از ايران است که اشتوکلين (1977) و افتخارنژاد (1991) به آن تتيس کهن اول نام دادهاند.

 

»  زمين درز شمال ايران که مرز دو صفحه توران و ايران دانسته شده، سن پرکامبرين ندارد و با توجه به شواهد موجود در جنوب جنوب خاورى مشهد، اشتقاق مفروض به سن پرمين است که ميتوان در مقايسه به تتيس کهن اول، به آن تتيس کهن دوم نام دارد.زميندرزهاى خاور ايران و مکران نوعى جدايشهاى همخانواده تتيس جوانان هستند که در خاور ايران در زمان ائوسن ميانى بسته شده است و در ناحيه مکران هنوز پديده فرورانش و همگرايى صفحهها ادامه دارد.

 

»  اگرچه از ديدگاههاى گفته شده، بسته شدن تتيس جوان زمان نئوژن و به عبارتى به آخرين حرکتهاى رخدادهاى آلپى نسبت داده شده است ولى نشانههاى چينهنگارى و ساختارى، به ويژه پوشيده شدن مجموعههاى افيوليتى نيريز با سنگ آهکهاى ريفى سازند تاربور به سن ماستريشتين، شواهدى هستند که بسته شدن تتيس جوان را در زمان پيش از ماستريشتين تداعى ميکنند.

 

»  شواهدى که به بسته شدن تتيس جوان در زمان نئوژن اشاره دارند نظير پايين بودن مقدار استرنسيم و هم روند بودن تودههاى نفوذى کرکس، سرچشمه، جبالبارز با زون فرورانش تتيس جوان فقط ممکن است نشانههايى از تکرار فرورانش در زمان نئوژن باشند.به اين ترتيب ميتوان گفت که واژه تتيس مفهوم گستردهترى دارد که از نظرهاى موقعيت جغرافيايى، زمان شکلگيرى، زمان بستهشدن، اثر بر زمين شناسى ايران ويژگيهاى متفاوت زير را دارند.

 

 

اقيانوس تتيس

 

تتيس کهن ( پالئو تتيس )

 

 

زمان باز شدن

زمان بسته شدن

موقعيت جغرافيايى

نقش

پالئوتتيس اول

پرکامبرين پالئوزوئيک پيشين

پالئوزوئيک پسين

شمال کپه داغ

(خارج از ايران)

جدا کردن اوراسيا از گندوانا

پالئوتتيس دوم

پالئوزوييک پسين

ترياس پسين

جنوب کپه داغ

(آقدربند، مشهد، گرگان، اهر)

جدا کردن لبه شمالى گندوانا

)جدايش کپه داغ از صفحه ايران(

 

تتيس جوان(نئوتتيس)

 

 

زمان باز شدن

زمان بسته شدن

موقعيت جغرافيايى

نقش

نوتتيس

اول

ترياس پسين

کرتاسه پسين

محل تقريبى راندگى زاگرس

جدايش صفحه ايران ازصفحه زاگرس- عربستان

نوتتيس دوم

اوايل ژوراسيک - سنونين

-کرتاسه پسين

- ائوسن ميانى

- هنوز بسته نشده

- دور کوچک قاره

- خاور ايران

- مکران

- اشتقاق در صفحه ايران

- اشتقاق بلوک لوت از     بلوک افغان

- اشتقاق در صفحه  ايران

 

+ نوشته شده توسط احمد حیدری در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 و ساعت 18:27 |
 

کرتاسه در زاگرس

علیرغم رسوبگذاری ممتد کربناته و دریایی ژوراسیک تا کرتاسه در نواحی شیراز و شمال خوزستان در بیشتر نواحی زاگرس رسوبات ژوراسیک با دگرشیبی فرسایشی توسط رخساره های کرتاسه پوشیده شده اند .

سنگ های کرتاسه زاگرس رخساره سنگی یکسانی ندارند ودر شرایط رسوبی همسان نهشته نشده اند .

سیستم کرتاسه در زاگرس شامل رسوبات کربناته دریایی است که بیشتر آهک و مارن بوده و بخش وسیعی از زاگرس را فرا گرفته است .

شواهد نشان میدهد که از عمق حوضه رسوبی در کرتاسه به طرف عربستان تدریجا کاسته می شده است .

کرتاسه پایینی (نئوکومین آپتین ):

خلاصه : در ناحیه توالی کرتاسه شیل های تیره رنگ پلاژیک است . در ناحیه فارس رخنمون های کرتاسه پایین نشانگر کربناتهای سکویی است لذا نتیجه می شود که در ناحیه لرستان در کرتاسه دریا بیشترین ژرفا را داشته .

کرتاسه پایینی در حوضه زاگرس با دو رخساره مشخص می شود :

الف: ناحیه فارس و جنوب خاوری فرو افتادگی دزفول:

در این نواحی کرتاسه با رسوب گذری آهک های کم عمق سازند فهلیان آغاز می شود :

سازند اهکی فهلیان : در کوه دال نزدیکی روستای فهلیان در 90 کیلومتری شرق دوگنبدان (گچساران) سازند فهلیان شامل 360 تا 365 متر سنگ آهک های ائولیتی متورق تا توده ای به رنگ قهوه ای خاکستری با ریخت خشن است.

در نواحی جنوبی فارس و جنوب خاوری خوزستان این سازند به صورت ناهمساز بر روی سازند اندریتی هیث می نشیند ولی در شمال شیراز بر روی سازند سورمه قرار می گیرد .

مرز بالایی سازند فهلیان با شیلهای سازند گدوان (بارمین آپتین) در سراسر ناحه فارس و جنوب شیراز مشخص است پس از پیشروی دریا در طول اپتین از عمق حوضه رسوبی کاسته می شود و حاصل آن رسوب طبقات آهکی سازند داریان است که تمامی نواحی نواحی زاگرس به استثنا لرستان را پوشانده است . سازند فهلین را می توان در تمام مناطق فارس ، شمال خاوری خوزستان و وشمال خاوری لرستان دید ولی در جنوب غرب لرستان و خوزستان این سازند به شیل و سنگ آهکهای سازند گرو تبدیل می شود.

سازند آهکی داریان : این سازند شامل 286.5 متر سنگ آهک قهوه ای خاکستری ضخیم لایه تا تو دهایی به سن آپتین - آلبین است

سازند شیلی آهکی گدوان : این سازند یک واحد بارز شیلی در میان دو آهک خشن فهلیان (در زیر ) و داریان در بالا است . برش الگویی این سازند در کوه گدون در 40 کیلومتری شمال خاوری شیراز به ضخامت 120 متر شامل تناوبی از شیل های خاکستری مایل به زرد سبز با میان لایه های از سنگ آهک رسی دارای خرده فسیل است (نئوکومین بالایی تا آپتین ). در خوزستان و شمال باختری فارس این سازند بیشتر شیلی است.

 ب: در ناحیه لرستان :

در این ناحیه کرتاسه بالایی با شیل های رادیولر دار خاکستری تیره تا سیاه و آهکهای رسی عمیق (سازند گرو) مشخص می شود. رخساره های عمیق رسوبی در ابتدای کرتاسه گسترش بسیار داشته است و نواحی لرستان و جنوب باختری فرو افتادگی دزفول را فرا می گرفته است.

سازند شیلی گرو : نام این سازند از تنگ گرو در کبیر کوه لرستان گرفته شده و برش الگویی آن در 10کیلومتری شمال خاوری روستای قلعه دره مطالعه شده است . سازند گرو 825 متر ضخامت دارد که از تناوب آهک های بسیار رسی سیاه رادیولر دار با شیل سیاه بیتومین دار پیریتی و چرتی تشکیل شده است. گرو سنگ منشا نفت با پتانسیل زیاد است .

  کرتاسه میانی ( آلبین تورنین )

رسوبگذاری کرتاسه میانی در فارس و فرو افتادگی دزفول با یک پیشروی جدید آغاز می شود که حاصل آن رسوبات شیلی و آهکی (سازند کژدمی) در دوره آلبین است . شیلهای آلبین در بیشتر نقاط پلاتفرم فارس به صورت ناهمساز بر روی آهک های کم عمق داریان قرار می گیرد.

کم شدن عمق دریا در اواخر آلبین تا سنومنین باعث رسوب مقادیر زیادی از آهک های کم عمق (سازند سروک ) در پهنه وسیعی از حوضه زاگرس شده است .

سازند شیلی کژدمی : نام آن از قلعه کژدمی در فرو افتادگی دزفول (در تنگ گورگورا شمال گچساران) گرفته شده که در محل برش الگو 230 متر شیل قیری خاکستری تیره و گاه سیاه رنگ و دارای لایه های از سنگ آهک رسی تیره رنگ و مارن است .

رخساره شیلی کژدمی را می توان در تمام خوزستان و فارس دید ولی در ناحیه لرستان این سازند رخساره آهکی دارد

سازند آهکی سروک : این سازند دو رخساره کاملا متفاوت دارد :

رخساره کم عمق: شامل 300متر سنگ آهک لایه ای رسی و سنگ آهک های گل سفیدی در پایین است ولی بیشتر سازند را سنگ آهک های سفید رنگ ، توده ای ، دارای چرت و رودیست تشکیل می دهد .

رخساره عمیق : در لرستان شامل سنگ آهک های مارنی رسی تیره رنگ و نازک لایه است

 * تصویر عمومی از این محدوده زمانی (کرتاسه میانی ) قابل استنباط است : کمی رسوبات در فارس و لرستان و ضخیم بودن آنها در حوالی شیراز و فرو افتادگی دزفول است .

  بخش بالایی کرتاسه در زاگرس (کُنیاسین ماستریشتین):

در کرتاسه بالایی نیز حوضه زاگرس شرایط یکسانی نداشته است. در شمال خاوری خوزستان گودی اصلی بزرگ ناودیس تتیس و از خاور عراق تا فارس ساحلی، گودی خوزستان قرار داشته این گودی با یک پشته میانی از یکدیگر جدا بوده و بر روی همین پشته است که ریفهای رودیستی سازند تاربور به وجود آمده اند .

رسوبگذاری کرتاسه بالایی بر روی پستی و بلندیهای کرتاسه میانی در فرو افتادگی دزفول و فارس با آهکهای از محیط کم عمق متعلق به سانتونین (سازند ایلام) آغاز شد و با رسوب گذاری شیلهای عمیق سازند گورپی تعقیب میگردد.

در لرستان حاکمیت محیط عمیق ادامه دارد و در طی کنیاسین موجب رسوب شیل و آهک های رسی (سازند سورگاه) گردیده است که خود آن در زیر رسوبات آهکی رسی سازند ایلام قرار می گیرد .

در شمال خاوری لرستان ماسه ها و سیلتها از شمال خاوری در طی ماسترشتین وارد حوضه رسوبی شده و رسوبات قائده سازند امیران را به وجود آورده اند.

در مرکز ناحیه فارس رسوبگذاری شیل و مارن بر روی سطح فرسایش یافته آهکی (سنومانین تورنین ) از سانتونین تا اواخر کامپانین ادامه می یابد . در این زمان ریفهای رودیستی به صورت خطی و با سرعت توسعه می بابند . این توسعه در طی ماسترشتین ادامه داشته و سازد تاربور را تشکیل می دهد .

سازند آهکی ایلام :

در این سازند دو رخساره عمیق و کم عممق دیده می شود :

رخساره عمیق در پایانه شمال باختری کبیر کوه در 12 کیلومتری شهرستان ایلام شامل 190 متر سنگ آهک های رسی دانه ریز پلاژیک خاکستری رنگ با لایه بندی منظم است .

رخساره های کم عمق سازند ایلام در نواحی فارس و خوزستان گسترش دارد که شامل سنگ آهک های قلوه ای است .

سازن شیلی گور پی : برش الگوی این سازند در تنگ پابده در شمال مسجد سلیمان (میدان نفتی لالی ) 320 متر ضخامت دارد . در بیشتر نواحی زاگرس سازند گورپی شامل مارن ، شیل های خاکستری مایل به آبی است که میان لایه هایی از سنگ آهک های نازک رسی دارد

سازند آهکی تاربور: این سازند یک واحد سنگ چینه ای از نوع ریف های رودیستی است که در فارس داخلی گسترش دارد . برش الگوی آن در کوه گدون در نزدیکی روستای تاربور استان فارس است که شامل 527 متر سنگ آهک های توده ایی که بین سازند گور پی درپایین و سازند ساچون در بالا است .

 سازند آواری امیران : شامل حدود 871 متر سیلت سنگ و ماسه سنگ به رنگ سبز زیتونی و داری سنگ آهک و کنگلومرا با رخساره فلیش گونه است . این سازند در شمال خاوری لرستان برونزد دارد به همین دلیل برش الگوی آن در تاقدیس امیران راه اندیمشک خرم آباد (روستای معمولان ) اندازه گیری شده است.

این سازند زمان گذر در استان لرستان به سن پالئوسن و در ناحیه کرمانشاه خرم آباد به سن ماستریشتین است.

 کرتاسه بالایی با دونوع رخساره کاملا متفاوت به پایان می رسد :

رخساره پلاژیک که شامل مارن های دریایی شیل های تیره رنگ و آبی رنگ و آهک و مارن است . این رخساره در فارس ،خوزستان ، لرستان (بین خرم آباد و پل دختر) تا نواحی اسلام آباد (شاه آباد غرب) گسترش دارد.

رخساره بنتونیک که گسترش نسبتا کمتری دارد و در نواحی شیراز (کوه گدون )و داراب فارس مشاهده می شود.

  و در زمان ماستریشتین نئوتتیس بسته شده است؟؟؟؟؟؟

 دیگر نواحی و پهنه ها :

حوضه فلیشی خاور ایران :

در پایانه خاوری ایران در حد فاصل دو گسل نهبدان و گسل هریرود در گستره ای در 800در 200 کیلومتر انباشته های ضخیم از نهشته های فلیش گونه وجود دارد که پی سنگ افیولیتی دارند که یکی از اشتقاق های نئوتتیس است . این زون را با نام های مختلفی نام گذاری کرده اند از آن جمله کوههای خاور ایران (علوی) زون گسل برشی ایرانشهر بیرجند (سامانی و اشتری) و زون نهبدان خاش . سن این زون سنومانین است .

 پهنه ایذه :

پهنه ایذه بخشی از زاگرس چین خورده است در بخش شمالی آن تاقدیس ها از سازند بنگستان وجود دارد که در آن تله های نفتی وجود ندارد . ولی در جنوب خاوری آن سنگ آهک آسماری (الیگوسن میوسن ) است که داشتن مخازن نفت از ویژگیهای آن است .

+ نوشته شده توسط احمد حیدری در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 و ساعت 18:22 |
 

ژوراسیک زاگرس :

 رسوبات ژوراسیک زیرین زاگرس (لیاس) به صورت شیل های سبز رنگ و دولومیت های قلوه ایی است که به طرف بالا به دولومیت قهوه ای رنگ ، سیلت و تناوب آهک و رس است . به طور کلی بیشتر رسوبات لیاس نواحی فارس شامل دولومیت ، شیل و ماسه سنگ است که در قسمت بالایی حاوی آهکهای رسی با رخساره ی دریایی است. .

* دنباله رسوبات ژوراسیک در شمال غرب دامنه شمالی کوه سورمه بخوبی بیرون زدگی دارد، که تناوبی از رسوبات آهک دولومیتی و دولومیت را تشکیل می دهد.

* به طور کلی در نواحی فارس و بخش شمال شرقی خوزستان و لرستان ، ژوراسیک با رخساره ی کربناتی و کم عمق دریا مشخص است در حالی که در جنوب غرب لرستان و خوزستان به شیل های سیاه رنگ و بالاخره رسوبات تبخری تبدیل می گردد.

* ژوراسیک پایانی در نواحی فارس از نوع ساحلی و با رسوبات انیدریت (به ضخامت 45 متر) مشخص است.

  رخساره های ژوراسیکی زاگرس به عنوان بخشی از نهشته های دریایی تتیس جوان در مقایسه دیگر نواحی ایران در شرایط رسوبی به طورکامل متفاوت است . این رخساره ها به سه دسته تقسیم میشود :

رخساره های کم ژرفای تبخیری در استان لرستان و نزدیک عراق .

رخنمون های ژرف کربناتی که در زاگرس چین خورده بویژه سکوی فارس.

رخساره های ژرف کربناتی رادیولاریتی که معرف بخش های ژرف زاگرس رورانده بویژه در دو ناحیه نیریز و کرمانشاه به صورت فلس های رانده شده نابرجا رخنمون دارد

 ژوراسیک در ناحیه لرستان : در لرستان و شمال فروافتادگی دزفول سنگهای ژوراسیک پایین رخساره کم ژرفا و تبخیری دارد . نهشته های تبخیری کلوئیدی ژوراسیک پایینی لرستان شامل سه سازند عدایه، موس و علن است . (در چاه شماره 1 تاقدیس امام حسین شرق قصر شیرین ).

رسوبات ژوراسیک میانی لرستان بیشتر از نوع شیل و سنگ آهک های متعلق به حوضه های رسوبی با ژرفای متوسط است که سازند سَر گَلو نام دارد . در لرستان با پیشروی دوباره ی دریای ژوراسیک بالا ، ردیفی از سنگهای متورق جلبک دار به نام سازند نجمه بر جای گذاشته است . آخرین واحد سنگ چینه ایی ناحیه لرستان ، نهشته های گچی همراه با لایه های ناچز ازشیل خاکستری به نام سازند گوتنیا است که برقراری حوضه های تبخیری و پسروی دریای ژوراسیک را نشان می دهد .

ژوراسیک در ناحیه فارس :

ژوراسیک در ناحیه فارس و جنوب فروبار (فرورفتگی) دزفول رسوبات لیاس از نوع شیل های سیلتی سنگ آهک و دولومیت به نام سازند نیریز است . وجود موج نقش ، ترکهای گلی ،استروماتولیتهای آهکی و انیدریت نشانگر محیطهای رسوبی از نوع کم ژرفا و یا محیط های پهنه کشندی است .

در ناحیه فارس از اواخر لیاس و در زمان ژوراسیک میانی نهشت ردیف های کربنات دریایی به نام سازند سورمه آغاز شده که به ظاهر بدون هیچ گنه ایست رسوبی تا اوایل اشکوب تیتونین ادامه یافته است . در ژوراسیک پسین ژرفای حوضه ی فارس به شدت کاهش یافته به سانی که رخساره های کربناتی سازند سورمه با اندریت های هیث پوشیده شده می شود .

ژوراسیک در زاگرس مرتفع :

در زاگرس مرتفع سنگ های ژوراسیکی بخشی از یک مجموعه رسوبی ژرف با تغییرات سنی از تریاس تا کرتاسه پسین هستند . در ناحیه نیریز به این سنگها سازند پیچاکون (پیچَلون)گفته شده که مجموعه ای از رسوبات مارنی سیاه رنگ ، سنگ آهک سیلیسی ائولیتی و رادیولاریت است .

در ناحیه کرمانشاه سنگ های مورد نظر شامل رادیولاریت های کرمانشاه ، سنگ آهک بیستون و افیولیتهای صحنه هرسین است . در هر دو ناحیه سنگ های یاد شده به صورت فلس های رورانده هستند اگر چه تشکیل این سنگها به احتمال در ژرفای حاشیه شمال خاوری (شقی) زاگرس (بلند زاگرس ) بوده ولی تشکیل آنها در زون سنندج سیرجان و رانده شدن آنها بر روی لبه صفحه زاگرس همچنان امکان پذیراست.

 با شرحی که در مورد رسوب گذاری ژوراسیک در زاگرس ذکر گردید چنین نتیجه می شود که پس از رسوبگذاری لیاس ته نشینی رسوبات دریایی با ضخامت نسیتا زیاد در طی ژوراسیک و کرتاسه زیرین انجام پذیرفته که ضمنا حاکی از حالت فرونشینی حوضه زاگرس است. حرکات ژوراسیک پایانی در این منطقه اهمیت کمتری داشته به نحوی که منحصرا موجب پسروی کوتاه مدت دریا و نتیجتا پیدایش لایه های انیدریتی شده است.

 

+ نوشته شده توسط احمد حیدری در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 و ساعت 18:20 |
 

پیدایش زاگرس و نئوتتیس :

به طور کلی امروزه پیدایش زاگرس مرتفع را چنین تصور می کنند :

همزمان یا کمی بعد از بسته شدن دریای پالئوتتیس (اواخر پالئوزوئیک یا تریاس) در شمال ایران ، شکاف عمیقی در امتداد روراندگی اصلی زاگرس در پلاتفرم و پوشش آن در جنوب پدید آمد، که با گسترش آن زاگرس و بخشی از عربستان به زیر آب فرو رفت (البته لفظ زاگرس در اینجا زاگرس مرتفع امروزه نیست )

اشتوکلین اقیانوسی را که بر اثر جدایی ایران از عربستان در تریاس به وجود آمد نئوتتیس نامید . با باز شدن این اقیانوس ایران از گندوانا جدا شد (شاهد وجود چنین اقیانوسی افیولیت های بر جا مانده در حاشیه عربستان که از شمال غرب سوریه ، توروس ترکیه تا زاگرس ایران و عمان دیده می شود است ) که در اواخر کرتاسه نواری از سفره های رورانده را در پلاتفرم عربستان تشکیل داده اند. این اقیانوس به قسمتهای عمان زاگرس ، توروس ، تقسیم می شد ولی حداکثر فرونشینی آن در قطعه زاگرس بوده به نحوی که ضخامت رسوبات بیش از 8000 متر و در بعضی مناطق (مثل تورفتگی خلیج مانند دزفول) به 18 کیلومتر نیز می رسید در حالی که در توروس به نصف این مقدار ودر عمان به یک سوم آن کاهش یافته است . با چین خوردن این رسوبات در اواخر مزوزوئیک ، زاگرس امروزی به وجود آمد.؟

 گفته هایی در مورد نئوتتیس :

* از شواهد اینگونه به نظر می رسد که تتیس جوان دو حوضه رسوبی در دو طرف زون سنندج سیرجان داشته که از اوایل ژوراسیک تا کرتاسه بالایی (اشکوب سنونین)تتیس جوان 1 در اثر عمل فرورانش بسته شده ولی بخش محوری آن (نئوتتیس 2) گسترش یافته است .اشتقاقهای تتیس جوان درایران مرکزی خاور ایران جنوب خاوری ایران (مکران) و شاید خزر جنوبی شکل گرفته است .

 * از نظر اشتوکلین تتیس جوان می توانسته یک گودال باریک باشد و هیچ گاه پوسته اقیانوسی زیادتری نسبت به آنچه امروزه در کمربندهای افیولیتی می بینیم تولید نکرده است .

  * از نظر بررسی جغرافیای دیرینه ایران و جهان به این نتیجه رسیده اند که اقیانوس های پالئوتتیس و نئوتتیس باید تنگ و باریک بوده باشند تا وجود فسیلهای دیکتون ها و دیسیونودونتها را بتوان در هر دو قاره اورازیا و گندوانا تصور کرد . بدین ترتیب اقیانوس نئوتتیس در حد بین ایران و عربستان به اندازه بحر احمر کنونی وجود داشته است.

 * در کرتاسه پسین تا میانه پالئوسن بخشی از پوسته اقیانوسی نئوتتیس بر روی صفحه زاگرسعربستان فرورانش کرده است ولی در ایران مرکزی بابسته شدن جدایش های نوع تتیس 2 آمیزه های رنگی دورکوچک قاره ایران مرکزی به وجود آمد ، و در نئوژن با پدید آمدن دریای سرخ تتیس جوان هم به سرانجام خود رسیده و از زمان آلپ پایانی که با رسیدن کامل بلندیهای زاگرس به زون سنندج سیرجان اقیانوس آلپی زاگرس به طور کامل بسته شد . البته پوشیده شدن مجموعه های افیولیتی نیریز با سنگ آهکی ریفی سازند تاربور که سن ماستریشتین دارد شاهدی بر بسته شدن اقیانوس نئوتتیس قبل از ماستریشتین دارد ، البته شواهد دیگری نیز وجود دارد که در زمان نئوژن فرورفتگی نئوتتیس تکرار شده است.

 * با توجه به رخساره مناطق مختلف نئوتتیس در ایران و زمان تشکیل آنها مشخص می کند که زمین درزهای هم خانواده نئوتتیس ایران در یک زمان بسته نشده است. در زاگرس پیش از ماسترشتین و ایران مرکزی پس از ماستریسشتین و قبل از پالئوسن و در شرق ایران ائوسن میانی و در مکران هنوز بسته نشده است

 * با توجه به مطالب گفته شده می توان جدول زیر را به طور خلاصه ارائه نمود

 

 

زمان باز شدن

زمان بسته شدن

موقعیت جغرافیایی

نقش دریا

نئوتتیس 1

تریاس پسین

کرتاسه پسین

محل تقریبی راندگی زاگرس

جدا کننده صفحه ایران از صفحه زاگرس عربستان

نئوتتیس 2

اوایل ژوراسیک سنونین

کرتاسه پسین

ائوسن میانی

هنوز بسته نشده

دور کوچک قاره ایران

خاور ایران

مکران

اشتقاق در صفحه ایران

اشتقاق بلوک لوت از بلوک افغان

  زاگرس و نئوتتیس :

بازسازی وضعیت اولیه واحد هایی از دوره تریاس حاکی از آن است که ساختمان و مورفولوژی حاشیه غیر فعال در تمام طول خود (از دینارید تا عمان ) یکنواخت بوده و واجد عناصر زیر است .

فلات قاره که روند شمالی شمال شرقی داشته

شیب قاره

حوضه های رسوبی (پوسته قارهایی کم ضخامت )

پلاتفرم کربناته داخلی

* بر روی فلات قاره و پلاتفرم کربناته داخلی ، رسوبات کم عمق آهکی ته نشین می شده

* در برآمدگیهای قاره ایی توربیدیت ها و در مناطق عمیق تر حوضه ها چرت و رادیولاریت انباشته می شده

* تغیر شکل تکتونیکی در حاشیه غیر فعال از اواخر تورنین شروع شد که با تراشه شدن افیولیت های اقیانوسی تتیس همزمان است

در اواخر کرتاسه(کامپانین و ماستریشتین) حاشیه غیر فعال نئوتتیسی به بخشهای زیر تقسیم می شده

حاشیه فلیشی (باقی مانده از اقیانوس تتیس جوان )

زون بالا زده ای که به طور متناوب به زیر آب می رفت و با پیشانی رورانشی افیولیت ها مطابقت داشته (برآمدگی فارس)(پوشیده شدن افیولیت ها با آهکهای مرجانی )

حاشیه شیار مانند که در آن رسوبات عمیق ته نشین می شد.

منطقه پایانی و سپر قاره ای عربستان که طی ترسیر بود و منشا رسوبات تخریبی به شمار می رفت.

* آخرین پسروی نئوتتیس در پلیوسن اتفاق افتاد که با چین خوردگی عمومی حاشیه آلپی عربستان تطبیق می کند که خود در نتیجه حرکت عربستان و تصادم آن با اورازیا پدید آمد.

با توجه به توضیحات فوق ساختمان زمین شناسی نواحی نیریز و کرمانشاه را می توان تفسیر کرد و گفت که افیولیت های این مناطق پس از فرورانش پوسته اقیانوسی نئوتتیس به زیر ایران مرکزی در حاشیه و کنار روراندگی اصلی زاگرس به جا گذاشته است.

رخساره ها

* درغرب و جنوب غربی ایران (زاگرس) رخساره سنگی ردیف های پس از تریاس میانی کرتاسه بالایی معرف نهشته های دریایی با ژرفای متوسط و گاه عمیق وجود دارد که رخساره تتیس جوان را دارند.

* در زاگرس مرتفع رخنمون هایی از سنگ های پر کامبرین دیده نمی شود و سنگهای پرکامبرین پسین تا میانی رخساره گندوانایی دارند و شبیه به بقیه نقاط ایران است ولی سنگهای لیاس تا ائوسن آن با ضخامت نزدیک به 3500 متر که بیشتر از نوع مارن های گلوبیژن دار - رادیولاریت افیولیت و انباشته های آواری از نوع فلیش اند که در بعضی مناطق همراه فعالیتهای آتشفشانی زیر دریایی همراهند که نشان میدهند بر خلاف ارتفاع امروزشان زمانی گودترین بخش از نئوتتیس بوده اند که در اثر نیروهای کششی کوهزایی سیمیرین پیشین ضخامت پوسته در زون راندگی ها کاهش یافته ، به طوری که در بخش شمال باختری آن (کرمانشاه ) در طی تریاس پسین کرتاسه گودی عمیق پدیدار شد و در آن رسوبات شبیه توربیدیت متشکل از آهک (سنگ آهک بیستون ) شیل ، ماسه سنگ ، رادیولاریت و گدازه اتشفشانی است ولی در جنوب این گودی (نیریز) شکستگی کامل پوسته موجب اقیانوس زایی و تشکیل مجموعه افیولیتی گردیده است . این افیولیت ها به صورت دگرشیب با سنگ آهک مرجانی ریفی کرتاسه بالایی پوشیده شده اند در حالی که در این زمان در بخش شمال آن چین خورده بود.

   مرز تتیس در ایران :

زمین های واقع در جنوب باختری زمین درز نئوتتیس شامل لرستان خوزستان و فارس است که بعضی از زمین شناسان مرز شمالی آن را زون سنندج سیرجان می دانند ولی فرهودی و علوی کمان ماگمایی ارومیه بزمان را مرز شمالی آن می دانند ، ولی آقانباتی ، اشتوکلین و ... با توجه به شرایط مختلف دگرگونی و ماگماتیسم دو سوی راندگی اصلی زاگرس مرز شمالی آن را بر راندگی اصلی زاگرس منطبق می دانند این حوضه توسط گسل زندان از رسوبات فلیش مکران جدا می شود و به سمت شمال غربی شمال عراق و جنوب ترکیه ادامه دارد البته الگوی سنگی زاگرس با اندکی تغییر تا عربستان ، خلیج فارس ادامه دارد .

   نفت خیز ترین پهنه رسوبی جهان :

نبود فعالیتهای آذرین وجود سنگ مادر متعدد و بسیار غنی از مواد آلی ، سنگ مخزن متخلخل و تراوای متعدد با سنگ پوش های مناسبشرایط منحصر به فردی را برای تولید و انباشت هیدروکربن در زاگرس فراهم کرده است به طوری که این حوضه رسوبی از نفت خیز ترین حوضه های دنیا باشد.

 نوار افیولیت ها :

نوار افیولیتهای مزوزوئیک مربوط به اشتقاق های تتیس جوان است که به جز بخشهای رانده شده در حاشیه قاره ها بیشتر این نوار یا فرورانش کرده است یا توسط رسوبات ترشیری پوشیده شده است . نوار افیولیتی مزوزوئیک را در راستای اصلی زاگرس ( کرمانشاه نیریز) می توان دید که ادامه آن پس از عبور از مکران و پاکستان از طریق گسل چمن به هیمالیا ادامه می یابد ولی انشعاباتی به طرف کمان افغانستان و همچنین باریکه حلقه مانند زیر قاره ایران مرکزی را در بر می گیرد.

این نوار افیولیتی محوری به چند بخش تقسیم میشود

زیر نوار افیولیتی درونی (شامل افیولیتهای کرمانشاه نیریز است که به طرف عمان می رود )

زیر نوار افیولیتی بیرونی ( شامل افیولیتهای ماکو- ارومیه و آمیزه های رنگین دور زیر قاره ایران مرکزی )

* اشتو کلین افیولیتهای مکران را جز زیر نوار درونی می داند.

* کلا افیولیتهای ایران مزوزوئیک به سن تریاس میانی تریاس پسین و کرتاسه است ؛

 افیولیتهای کرتاسه زاگرس : در امتداد جنوب غربی راندگی اصلی زاگرس دو بخش از مجموعه افیولیتی رادیولاریتی رخنمون دارند ،

الف : کمان پشت کوه در کرمانشاه

ب: کمان فارس در نیریز

البته این کمان های افیولیتی شباهت زیادی به افیولیت - رادیولاریت کوه های عمان و حاشیه عربستان دارند (این مجموعه بخشی از مجموعه افیولیتی اند که از سوریه شروع شده وپس از عبور از جنوب ترکیه و زاگرس به عمان می رسد ( مرز تقریبی نئوتتیس ) .

نکته : در این نوار رسوبات آهکی تخریبی و توربیدیت به فراوانی یافت می شود.

رخنمون ها : در ناحیه کرمانشاه در ناحیه صحنـه و هرسین افیولیتها رخنمون دارند (افیولیتهای صحنه هرسین ) . این افیولیتها سه برون درز دارند :

در شمال شرقی کرمانشاه (صحنه ) : متشکل از سنگهای اولترابازیک دانه ای ، کومولیت، پریدوتیت، هارزبورژیت و پیروکسنیت که ابتدا با گابرو و سپس با گدازه پوشیده شده است (ولی آمیختگی ندارد ).

برون درز دوم در جنوب شرقی (ناحیه اُرگانا ) رخنمون دارد : این سنگهای اولترابازیک با فلس های آهکی و رادیولاریتی همراهند

در ناحیه هرسین : متشکل از یک تودۀ سرپانتینیت که در آن آهک دوباره تبلور یافته دیده می شود

 

+ نوشته شده توسط احمد حیدری در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 و ساعت 18:18 |

نئوتتیس در ایران

 ابتدا باید بدانیم و قبول کنیم که ایران تا زمان دونین فوقانی جزئی از قاره گندوانا به حساب می آمد که در شمال شرقی گندوانا بین عربستان ، سومالی ، چین و هندوستان قرار داشت و در طی کربونیفر از محل اصلی خود دور و در تریاس میانی به لورازیا پیوست

 به عنوان مقدمه نوشته های بعضی از زمین شناسان را در اینجا مرور می کنیم :

1: اشتوکلین: اشتوکلین پیدایش ریفت در طول شکستگی اصلی زاگرس را در ارتباط با ایجاد نئوتتیس در جنوب و بسته شدن پالئوتتیس در شمال ایران ( رشته کوه های البرز ) و ناشی از فاز کوه زایی هرسی نین در صفحه چین توران میداند

   2: کازمین: داده های زمین شناسی نشان می دهد که طی مزوزوئیک در حول و حوش سرزمین شمالی عربستان وپلاتفرم توروس (گندوانا) حاشیه غیر فعالی وجود داشته (نئوتتیس) ، حاشیه مذبور بعد از جدا شدن ایران و افغانستان از گندوانا به وجود آمده

  3: استونی :اقیانوس نئوتتیس با سرعت به سوی صفحه عربستان کشیده می شد ولی سرعت زیرراندگی آن در زیر صفحه عربستان کندتر بود در نتیجه این عمل بالا آمدن و شکستن و رورانش کف اقیانوس نئوتتیس بوده است

اقیانوس زاگرس یا اقیانوس آلپی زاگرس یا اقیانوس نئوتتیس ( تتیس جوان ):

ازاوایل پرمین تا میانه تریاس (270-220 میلیون سال پیش ) ضمن کاهش گستره پالئوتتیس در محل تقریبی راندگی اصلی زاگرس اشتقاق دیگری شکل گرفت که تتیس جوان نام گرفت و بربریان برای آن اقیانوس آلپی زاگرس برگزید و همزمان با گسترش این دریا صفحه ایران از عربستان دورتر و به سمت شمال حرکت کرد

از نظر درویش زاده در پرمین بعد از اینکه ریفت ایران مرکزی ایجاد شد اقیانوس نئوتتیس (زاگرس) در حال گسترش بوده است در مرحله بعد در تریاس زیر راندگی اقیانوس نئوتتیس به زیر زون سنندج سیرجان آغاز شد که با ولکانیسم کاکوآلکالن و دگرگونی همراه بود . ادامه زیر راندگی نئوتتیس به زیر ایران مرکزی و بالا زدگی آن باعث پیدایش وضعیت قاره ایی در همین دوره است (سیمیرین پیشین)، و از نظر بولن کوه زایی سیمیرین پیشین جنوب ایران از نوع زیر راندگی نئوتتیس در حاشیه جنوبی بلوک ایران مرکزی که در تریاس و ژوراسیک فعال بوده (شاخه بیرجند زاهدان)

+ نوشته شده توسط احمد حیدری در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 و ساعت 18:15 |


Powered By
BLOGFA.COM